مرتضى راوندى
107
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از اين رفتار او به ستوه آمدند و بر خوارى اسلام گريستند . جرجى زيدان مىنويسد : « . . . جاى تعجب نيست كه چنين خليفهاى به والى خود ، حجاج ، دستور دهد كه كعبه را با منجنيق بكوبد و در ميان مسجد كعبه سر عبد اللّه بن زبير را ببرد . در صورتى كه كعبه و اطراف آن به موجب قوانين اسلام ، محل امنى است و كشتار در آن حرام است . » سپاهيان كعبه سه روز تمام در آنجا كشتار كردند و خانهء كعبه را ويران ساخته ، پردههاى آن را آتش زدند ، و اين عمل در تاريخ اسلام بىسابقه بوده است . و همين كه از كعبه فارغ شدند ، به مدينه روى آوردند و مردم آنجا را قتل عام كردند و هر درى را بسته ديدند ، آتش زدند تا آنجا كه قبطيها و نبطيها قرآن را لگدمال كرده شمشير به دوش ، بر زنان قريش تاختند ، مقنعهء آنها را از سرشان كشيدند و خلخال از پايشان درآوردند ( به جلد دوم وفيات الاعيان ، صفحهء 274 مراجعه شود ) . سپس براى تقويت كار بنى اميه عبد الملك بسيارى از صحابه و تابعان و مردم پرهيزكار بىاسلحه را سر بريد تا پيروان على را بيش از پيش مرعوب سازد ، و فرمان داد تا على را بر منبرها لعن كنند . هركس كه على را لعن نمىكرد او را مىكشتند . . . لعن على تا زمان خلافت عمر بن عبد العزيز ادامه داشت . . . حجاج كار تملق را به جايى رسانيد كه گفت خلافت از نبوت برتر است . خالد قسرى كه والى هشام بن - عبد الملك بود ، از معلم خود ، حجاج ، پيروى كرد و در مكه بالاى منبر گفت : « خليفهء خدا ( يعنى هشام ) از پيغمبر برتر است . » عدهاى بىشخصيت و گداطبع هم براى مال دنيا از عمال خليفه تملق مىگفتند و آنها را در ستمگرى و جنايت جرى مىساختند . خالد قسرى قرآن نمىدانست . روزى بالاى منبر خطابهاى خواند و قرآن را غلط خواند و اندكى ناراحت شد ، متملقى فرياد برآورد و گفت اى امير ناراحت مشو « قرآن حفظ كردن كار احمقان است » . خالد گفتهء او را تصديق كرد و گفت : راست گفتى خدا تو را بيامرزد ( الاغانى ، جلد 19 ) . شبى يزيد بن وليد مست و بيباك با قرآن تفأل زد و چون مفاد آيه را به زيان خود ديد ، قرآن را هدف قرار داده تيرباران و پارهپاره كرد و گفت : « هرگاه روز واپسين خداى خود را ديدى بگو يزيد مرا پارهپاره كرده است » ( الاغانى ، جلد 6 و المسعودى ، جلد 2 ) . خلفاى بنى اميه عموما دشمن اسلام و مردمى شقى و بىوجدان بودند . بنابراين تعجب ندارد كه در روزگار عبد الملك 120 هزار نفر را بطور عادى سر بريدند و موقعى كه حجاج مرد ، پنجاه هزار مرد و سى هزار زن در زندان او بودند ؛ چون خود عبد الملك به مراتب از حجاج خونريزتر و جانىتر بوده است . وى اول خليفهاى است كه پس از امان دادن ، عهد و پيمان شكسته و مردمى را كه تسليم شده بودند هلاك كرد . » « 33 » دوزى ، در وصف بنى اميه و عمال آنها مىگويد : دشمنان اسلام نيارميدند ، تا اينكه بر دو شهر مقدس غلبه يافتند و مسجد مكه را به طويله مبدل كردند و كعبه را آتش زدند و دربارهء اعقاب مسلمين صدر اسلام نهايت اهانت و تحقير را روا داشتند . ولى اين دو كاميابى براى اعداى اسلام گران تمام شد . سراسر دورهء بنى اميه جز ارتجاع و پيروى از بتپرستى و الحاد ، چيز ديگرى نيست . خود خلفا
--> ( 33 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 4 . ص 100 به بعد ( به اختصار ) .